زين العابدين شيروانى
643
بستان السياحه ( فارسي )
و كلام دروغ بود به اندازه صداى او و فاش شدن راز و مصيبت بود سفر كردن نيكو بود خصوص سوار باشد سفره كنيز و خدمتكار و كسب معاش بود سفرجل سفر دراز و اندوه و بيمارى و فرزند بود اكر رنك او سبز بود نفع يابد و خوردن آن سفر خير بود سقّا مرد ديندار بود و سقّائى كردن كارهاى خير كند سك دشمن دوست و پادشاه طامع و دانشمند و خادم بدفعل و مردمآزار بود و اكر بيند كه سكى ماده بر او بانك كرد زنى فرومايه او را آزار كند سلاح قوّت و بزركى و دولت و ولايت و رياست و حصن بود و سلاحساز پادشاه بزرك باشد سلام كردن ايمنى و شادى و اقبال و منفعت و مال و زنى خوبروى بود سماق خصومت بود سماروغ در آن خير نبود سمور مردى كافر و راهزن و ظالم بود سم فرزند بود و اكر بيند كه در پاى خود سم داشت مانند سم اسب و خر عمر خود را به خوشى كذراند سنان ولايت و حجّت و ظفر و رياست و نفع بود سنجاب مردى غريب و توانكر و آميزنده بود سنجد مالى بود كه از مرد صالح برنج بدست آيد سندان بزركى و منفعت و قوّت و ملك و اقبال در كارها بود سنك مال و بزركى و سختى در كارها و كسب برنج حاصل كردن و اكر بيند كه سنك انداخت او را تهمت بزنا كنند سنك سياه و سفيد منافق باشد سوارى ابن سيرين كويد كه اكر بيند كه سوارى مىكند بر قدر آن اسب و صلاح از پادشاه بزركى و نعمت يابد سورهاى قرآن معبّران جهة هر سوره تاويلى كردهاند و مطلق قرآن خواندن نيكو باشد سوزن صلاح كار باشد سوسمار مردى عرب بود و خوردن كوشت او مال و منفعت بود و بانك او مصيبت باشد سوسن كنيزك بدخو بود سوكند خوردن اكر راست خورد هدايت يابد و اكر دروغ خورد بد باشد سوراخ اكر در كوهى بود و درون او شد از راز پادشاه آكاه شود سيب فرزند و نفع و بيمارى و كنيزك و خواسته و فرمانروائى و صاحبخبر غايب و حاضر بود دانيال ع كويد كه سيب در خواب همّت بيننده بود سير ديدن و خوردن مال حرام و كلام زشت از پس مردم و اندوه و كريختن و سختى بود و اكر بيننده مرد صالح بود توبه كند سيماب مكر و حيله بود سيل دشمن بزرك و پادشاه ستمكر و بلا و فتنه و غايب و عقوبت بارىتعالى بود سيم نقره بود بيننده سيم نقره يابد در تأويل مردى بود كه خلق در پيش او سخنان زشت و خوب كويند سينه علم و حكمت بود و سخاوت و كفر و ايمان و زندكانى و مرك بخيلان باشد ابن سيرين كويد شريعت باشد حرف الشين شاخها ديدن شاخهاى درخت برادران و خويشان و اهل بيت صاحب خواب بود و اكر شاخ درخت ديكران بيند خير و شرّ آن خواب بر صاحب آن كند شادى غم و اندوه بود و اكر خود را خندان بيند اجل او نزديك باشد شانه مردى باشد كه با دوستان موافق باشد شاهين حضرت صادق ع فرمايد كه قدر و منزلت و فرمانروائى و مال و نعمت و فرزند و اكر بيند كه مطيع او شد از پادشاه ظالم بزركى يابد شب اندوه بود و شب ماهتاب عيش و راحت بود شبانى بخت و اقبال و شبان ديدن مردى صالح و مدبّر باشد شببازى ديدن و كردن كلام باطل و محال بود شبپره مردم كمراه و محروم باشند شپش دشمن ضعيف باشد شتاب در خواب درنك و صبر در بيدارى باشد شراب حضرت صادق ع فرمايد كه زن و خادم و كنيز و قوام دين و صلاح تن و عمر دراز و مال و نعمت و خير و بركت و مال از طرف زنان باشد شرم كردن خير و صلاح باشد شستن در خواب تن و سر شستن به آب نهر و جوى و حوض و دريا اين جمله دليل كند كه از غم و اندوه نجات يابد حضرت فرموده كه شستن به آب سرد دليل توبه كردن و عافيت از بيمارى و رستكارى از زندان و ايمنى از ترس و شستن به آب كرم غم و بيمارى و شستن روى برآمدن مراد و شفا يافتن و حجّ كردن و فرح يافتن از غم و ايمنى از خوف و دين پاك و حاجتروا شدن باشد شطرنج ديدن آن بهتان و كلام دروغ بود در هر حال ديدن آن خير نبود شعر خواندن اكر غزل و هجو و مدح باشد خوب نباشد و اكر اشعار توحيد و بيان حقيقت باشد نيكو بود شغال جنك و خصومت با خويشان و نزديكان و خوردن كوشت او مال حرام باشد شفتالو اكر زرد